close
تبلیغات در اینترنت
رمان پلاس +

رمان پلاس +

دانلود رمان خواهش دل (جاوا ،آندروید و pdf)

 

 

دانلود رمان خواهش دل (جاوا ،آندروید و pdf)

 

_وردار پاتو

شماره ش را داخل راهرو انداخت و پايش را برداشت

در را محکم بستم

بلند گفت:تا زنگ نزني نميرم!

_اينقدر تو کوچه بمون که بپوسي

با حرص پله ها را بالا رفتم تا رسيدم گفتم:پوياااااااان؟!..کجايي؟ !

پويان از آشپزخانه بيرون امدو گفت:چيه؟!...چرا داد ميزني؟!

_پويان يه پسره ي... افتاده دنبالم الانم تو کوچه س!

پويان:از کجا؟!

_از چيت!

همين طورکه سمت اتاقش ميرفت گفت:عجب الافيه!...الان ميرم حسابشو ميرسم تو حواست به غذا

باشه

_مواظب باشيااا غولي ِ واسه خودش!

پويان:اون بايد مواظب خودش باشه

با مقايسه ي اندام رامين و پويان از گفته م پشيمان شدم وگفتم:پويان اصلا نمي خواد ولش کن نرو!

از اتاقش که بيرون امد شلوارش را عوض کرده بود...در جوابم گفت:نميشه که!
 
 
 

دانلود رمان خواهش دل (جاوا ،آندروید و pdf)

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

-چي؟براي من؟

ديگه رسما داشت چشمام ازحدقه مي زد بيرون.اين چرا رفته براي من کادو گرفته؟!

-نمي خواي بگيريشون؟دستام خسته شد.

اخم غليظي کردم وگفتم:نخير نمي خوام بگيرم.اصلا شما به چه مناسبت براي من کادو خريدي؟

از صورت بهت زده اش و تعجبي که تو چشماش بود فهميدم اصلا انتظار چنين برخوردي رو از جانب من

نداشته.ولي خب اونم حق نداشت بي دليل به من کادو بده.اصلا چه معنا داره...؟

ابروهاشوبه طرز زيبايي انداخت بالا وگفت:ولي من که اين...

پريدم وسط حرفشو گفتم:اصلا هر چي. من از شما کادو نمي گيرم.حالا هم بريد کنار

مي خوام رد بشم.

اومدم از کنار رد شم که مچ دستمو گرفت.اي وااااي اين چرا هي دم به دقيقه مچه منو ميگره؟به خدا

دستم کنده شد ديگه.. ولش کن.

با حرص رومو کردم طرفش ...ولي همين که نگام تو نگاهه ارومش افتاد بي حرکت شدم.اين چرا اينجوري

نگاه مي کنه ؟ توي چشماش يه چيزي بود که باعث مي شد ناخداگاه بهشون خيره بشم.نمي دونم

چي بود... ولي يه برق خاصي داشتند که همه ي وجودم رو به اتيش مي کشيد.

دانلود رمان قصه ی عشق ترگل (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

دانلود رمان ورود عشق ممنوع (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

 

دانلود رمان ورود عشق ممنوع (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

مژگان - باشه عزيزم كمي صبر كن حجمش زياده الان مي فرستم

- باشه مژي جونم پس تا بفرستي يه بوس بيا

مژگان- بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

- اي جان فداي اون لبا

امير- مژي اين چه عكسيه كه براي ايديت گذاشتيش

مژگان - قشنگه

امير- اي همچي بگي نگي

مژگان -يعني خوشت نميومد امير

امير- اره راستش خيلي با نمكه

مژگان - واي ممنون امير تو هميشه از من تعريف مي كني

امير- از تو؟

مژگان - اره ديگه

امير- تو حالت خوبه مژي ؟

مژگان - منظورت چيه امير ؟
 
 

دانلود رمان ورود عشق ممنوع (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

دانلود کتاب الکترونیکی سلام بر ابراهیم

 

دانلود کتاب الکترونیکی سلام بر ابراهیم



دانلود کتاب الکترونیکی سلام بر ابراهیم
 
 
این کتاب که راجع به زندگی و خاطرات شهید ابراهیم هادی تهیه شده، توسط یکی از کاربران به وبسایت دوستی ها معرفی شده است. در ادامه مختصری از داستان های جالب کتاب را با هم میخوانیم.

پهلوانی شجاع، مداحی دلسوخته، معلمی فداکار، کشتی‌گیری قهرمان، رفیقی دلسوز، فرماندهی پر تلاش، استاد تهذیب نفس و انسانی عاشق خدا و… همه این صفات را که جمع کنید، نام زیبای ابراهیم هادی نمایان می شود. سال 55 در مسابقات قهرمانی کشتی آزاد تهران به فینال 74 کیلو رسید. ابراهیم در اوج آمادگی بود. اما آنقدر ضعیف کشتی گرفت تا حریفش قهرمان شود! جایزه مسابقات نقدی بود. فهمیده بود حریفش برای ازدواج به این مبلغ احتیاج دارد…

این را بعدها حریف او اقرار کرد. در عملیات مطلع‌الفجر کار سخت شد. ابراهیم شجاعانه رو به سمت دشمن اذان صبح گفت! قلبهای آنان به لرزه در آمد. هجده نفر خودشان را تسلیم کردند! آنها به سپاه اسلام پیوستند. عجیب بود. همگی آن عراقیها چند سال بعد در شلمچه به شهادت رسیدند! او بنده خالص خدا بود. کارهایش برای رضای خدا انجام می­شد. برای همین یکی از عرفای بزرگ او را الگوی اخلاق عملی معرفی کرده بود. شهید گمنامی به او پیغام داد: شهدای گمنام مهمانان ویژه حضرت زهرا(س) در برزخ هستند. برای همین همیشه آرزو می‌کرد گمنام باشد. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. او سالهاست در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.
 
 
 

دانلود کتاب الکترونیکی سلام بر ابراهیم

دانلود کتاب الکترونیکی روانشناسی شناخت طبیعت انسان

 

دانلود کتاب الکترونیکی روانشناسی شناخت طبیعت انسان

 

دانلود کتاب الکترونیکی روانشناسی شناخت طبیعت انسان
 
 
روان شناسان و جامعه شناسان، با تفاوت دیدگاه هاشان درباره طبیعت انسان به پژوهش و نگارش پرداخته اند. به همین دلیل حتی اشاره ای کوتاه به همه دیدگاه ها نیازمند نگاشتن کتاب یا کتابهایی حجیم است. از این رو در این مقاله نمی توان انتظار تفصیل یا پردازش به همه نظریه ها را داشت و ناگزیر باید به گزینش و انتخاب رو آورد.

هدف این کتاب شناخت طبیعت انسان ها از نگاه روان‌شناسی، آشنا ساختن عموم مردم با اصول روان‌شناسی فردی است. نویسنده توضیح می‌دهد که چگونه رفتار نادرست هر فرد بر آهنگ زندگی اجتماعی و گروهی انسان‌ها تاثیر می‌گذارد.
 
 

دانلود کتاب الکترونیکی روانشناسی شناخت طبیعت انسان

دانلود کتاب رمان نازکترین حریر نوازش (فایل PDF و اندروید)

 

دانلود کتاب رمان نازکترین حریر نوازش

 

دانلود کتاب رمان نازکترین حریر نوازش
 
 
خلاصه ی داستان:

داستان دختری به نام سالومه که بعد از فوت پدر و مادرش به خواست پدرش پیش خانواده پدری بر میگرده اما رفتار عمه ها و دختر عمه و پسر عمه هاش با اون خیلی بده چون اون و مادرش رو مقصر از دست دادن برادرشون میدونن. سالومه تو این خانواده که هیچ علاقه ای به اون ندارن زندگی میکنه و عاشق پسر عمه اش سالار میشه پسری که هیچ کس حق نداره رو حرفش حرف بزنه و ماجرای اصلی از اینجا آغاز میشه…
 
 

دانلود کتاب رمان نازکترین حریر نوازش (فایل PDF و اندروید)

دانلود کتاب رمان هیچکی مثل تو نبود

 

دانلود کتاب رمان هیچکی مثل تو نبود

 

دانلود کتاب رمان هیچکی مثل تو نبود
 
 

آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار.
یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و نظرات خانواده اش گاهی با اون یکی نیستن مجبوره زیر زیرکی کارهای خودشم بکنه.
تلاش اصلیش اینه که به گفته مادرش خانم باشه و چقدر سخته خانم بودن با توجه به داشتن کودک درون فعال و کمی بی حواسی.
در هر تلاش آنا برای خانم بودن باعث میشه که مدام سوتی بده و صحنه های جالبی ایجاد کنه….
 
 

دانلود کتاب رمان هیچکی مثل تو نبود

دانلود کتاب رمان طلسم خاکستری

 

دانلود کتاب رمان طلسم خاکستری


 دانلود کتاب رمان طلسم خاکستری
 
 
خلاصه داستان رمان :
از زبان نویسنده:
تا حالا شده باکسی برخورد داشته باشین که مغروره و حاضر به پذیرفتن هیچ عشقی نیست؟…
حالا همون انسان ممکنه با دیدن یه نفرغرورش کم کم و به ندرت شروع به نزول کنه…!
خوب این داستان در همین مورده …
این داستان از زبون شخصیت اول داستان که از قضا دخترم هست گفته شده،اسمش الساست .. تو یک خوانواده ی ۵ نفری با دو داداش و بابای فوق العاده سخت گیری زندگی میکنه…کارشناسی ارشد قبول میشه و وارد دانشگاه با روحیه ی جدید میشه…وارد شدنش با وارد شدن یه شخصیت هم تراز خودش از لحاظ اخلاقی نه مالی روبه رو میشه که…..
 
 

دانلود کتاب رمان طلسم خاکستری

دانلود رمان عاشقانه زندگی بی عشق نمیشه

 

دانلود رمان عاشقانه زندگی بی عشق نمیشه



دانلود رمان عاشقانه زندگی بی عشق نمیشه
 
 
دختری به نام رامش که در دوران بچگی مادرش رو از دست میده و سختی هایی رو توی بچگی متحمل میشه…ولی با اینهمه.. تلاشش رو میکنه و توی رشته ای که میخواد قبول میشه….
 
 

دانلود رمان عاشقانه زندگی بی عشق نمیشه